گسترش آیین مانی از ایران تا دورترین نقاط مغرب زمین، نفوذ و تاثیر چشمگیر آن طی قرون سوم تا هفتم میلادی و انتشار تعالیم مانوی، مدیون ویژگی های ارزشمندی است که مانی و پیروان اش به نیکی از آن برخوردار بوده اند. برجسته ترین ویژگی را می توان بهره گیری از ادبیات با دو رویکرد هنری و معنایی آن دانست.پژوهش و نگرش در آثار به جا مانده از مانی و مانویان، اندیشه ای را هویدا می سازد که بر بنیان آن، مانی خود را نیازمند قدرتی می داند تا حرکت او را در راستای تبیین و تبلیغ آیینش، سرعت و توان بخشد. این قدرت همان ادبیات است که قادر است در روح انسان اثر کند و بر سرعت حرکت، زیبایی آفاق، آرامش و استقرار روح بیافزاید. روح انسان، مشتاق عروج به قله های والایی و بلند مرتبگی است و ادبیات مسیر این عروج را مهیا می سازد. از این روست که در آثار مانی و مانویان، اشعار و سروده هایی را در حوزه آیین و عرفان مانوی شاهد هستیم که سرشار از صنایع ادبی به منظور درک بهتر و بیشتر مفاهیم و تعالیم مانی هستند. بنابراین می توان نتیجه گرفت که ادبیات، هنر سخنوری و موسیقی نقش تعیین کننده ای در انتشار دعوت مانی، نفوذ و گسترش مفاهیم مانوی داشته است.